دنیا زیر پامون

میگن تا زمانی که جونی فرصت داری کارای دلخواهتو انجام بدی سنت که بگذره ازدواج که بکنی دیگه کارت تمومه اون وقت باید به خواسته دیگران زندگی کنی نه خودت. بارها شده عکسایی رو میبینم که با کپشن "اینا دارن زندگی میکنن ما فلانیم " یا "اگه اینا دارن زندگی میکنن پس ماداریم چیکار میکنیم" یا "یه دونه از این زندگیا بهم بدین من میرم دیگه برنمی گردم" تو شبکه های اجتماعی روحمون زخمی شده اما واقعیت ظاهر اون عکسا نیست هرکی تو زندگیش موانع و مشکلاتی داره که بنظر خودش خیلی بزرگه. حالا تو هر سنی یا هرجای دنیا که میخواد باشه. 

تا اینجای عمرم از زندگی یه چیزیو خوب فهمیدم و اون اینه که لذت واقعی بدون زحمت به دست نمیاد و این مواد مخدر و الکل هر لذتی که به آدم میدن از آدم پس میگیرن حتی چند برابرشو. پس باید از لحظات برای زحمت کشیدنو دیدنن نتیجه آخرو در نهایت لذت بردن استفاده کنیم.

اینجاست که مسئله سن میاد وسط. حالا اگه سنمون از یه حدی گذشت یعنی دیگه تلاش کردن فایده ای نداره یعنی دیگه زن و بچه همه زندگی آدم میشه. نمیتونه تفریحی غیر از شاد کردن اونا داشته باشه؟ نمی تونه واسه خودش هدف دیگه ای بسازه؟

من که میگم نه. اتفاقا برعکسش زندگی نامه افراد موفق رو بخونید تعداد قابل توجه‌ی تو سن بالا به موفقیت رسیدن از جمله ونگوک ، جولیا چایلد و...البته نه این که بگم حتما به موفقیت برسیم تا بتونیم تفریح کنیم نه خود موفقیت از نظر من تفریح. و تو مسیر خوب راه رفتنم تفریحه. 

این جمله امام علی(ع) باید با طلا نوشت بزرگ ترین تفریح کاره. 

پس برای تفریح جون بودن همه چی نیست.

reza sf ۳ ۲

نیم ساعت

نیم ساعت خیلی زود تموم میشه مخصوصا اگه ازش لذت ببری مثل خوابیدن مثل نشستن پیش کسی که باهاش حال میکنی. 

اما اگه همین نیم ساعت رو درد بکشی یک قرن میگذره مثلا دندون درد. متاسفانه باید بگم که این هفته نتنها بنا به دلایلی استرس زیادی داشتم.دندون دردم داشتم که با خوردن قرص های ژلوفن و مفنامیک اسید تا حدودی رفع شد. 

چون اثر ژلوفن رو من حدود 7 ساعته مخصوصا اگه بخوابم کمترم میشه اون یک ساعت باقی مونده دندنم شروع میکنه به تیر کشیدن از اون یک ساعت نیم ساعتش و میشه درد رو تحمل کرد اما نیم ساعت بعد واقعا طاقت فرساس. 

اون نیم ساعت دوم خیلی دیر میگذره خیلی هر پنج دقیقه به ساعت نگاه میکنم ساعتمو زنگ میزارم که سر ساعت بخورم درسای دانشگاه رو تو اون نیم ساعت میخونم تویتای توئیتر تو اون نیم ساعت میخونم دوتا فیلم هیچکاک رو تموم میکنم یه سر به اینستا میزنم اتاقمو تمیز میکنم اما ساعت وایستاده اون نیم ساعت تموم نمیشه الان این نوشته رو دارم تو اون نیم ساعت مینویسم و هفت دقیقه مونده. 

امیدوارم قدر سلامتیتونو بدونید.

reza sf ۳ ۲

همیشه یه وقت مرده ای هست

از این بهانه میگیریم که وقت نبود فلان و بیسار اما واقعا این طور نیست اگه دقت کنیم انقدر وقت خالی میتونیم پیدا کنیم که توی یک هفته شلوغ یه کتاب 300 صفحه ای رو بخونیم من امتحان کردم شد.
از جمله این وقتا تو راه رفت به دانشگاه 

پشت ترافیک

موقع غذا خوردن 

حتی تو کلاس بعضی از اساتید

صف نونوایی 

حموم

و...

reza sf ۴ ۱

برای نظم

میگن تکرار مکرر یه کاری خود به خود نظم میاره
از طرفی یه کار که زیاد تکرارشه خود به خود با ارزش میشه هرچند سخته مثل قضیه ی معروف کانال چنگال تلگرام که همش تکرار یه عکس بود یا داستان ماهیگیری که باسوزن میرفت ماهیگیری که انقدر تکرار کرد تا پادشاه اومدملاقاتش.

از این رو میخوام یکم به خودم سختی بدم و تا یه مدت زمان خاصی روزی یه پست سر ساعت 12 شب اینجا بزارم (برای شب زنده دارا خوبه دیگه بقیه هم که خوابن فرداش بیان بخونن پسته فرار نمیکنه احیانا) البته من هرشب راس 12 ممکنه به نت دست رسی نداشته باشم ولی رو تنظیم خودکار میزارم که خود وبلاگ پستمو بفرسته.
جنبه ی سخت ماجرا بر میگرده به خودم که خیلی تنبلم وسختیم میگیره ولی تصمیممو گرفته کاری نمیشه کرد دیگه :))
پس وعده ما 12 شب همینجا

reza sf ۲ ۱
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان