لایت هُوس

تا اطلاع ثانوی هرشب ساعت 8:09 اینجا یه پست گذاشته میشه

لایت هُوس

تا اطلاع ثانوی هرشب ساعت 8:09 اینجا یه پست گذاشته میشه

لایت هُوس

سعی میکنم کوتاه،مختصر و مفید بنویسم تا حوصلتون سر نره

از کسی شنیده بودم عشق یک نوع ویروس است که بعد از مبتلا شدنش از سه ماه تا سه سال زمان می خواهد برای خوب شدن.
چند وقتیست حدس میزنم از آن سه سال یک صفر جا مانده.

دوستان بلاگفایی : goo.gl/nnJxdC

فَلَا یَحْزُنْکَ قَوْلُهُمْ إِنَّا نَعْلَمُ مَا یُسِرُّونَ وَمَا یُعْلِنُونَ

۲ مطلب با موضوع «کتاب خونه لایت هوس» ثبت شده است

بازی سپیده دم و رویا دوتا داستان نسبتا کوتاه ( حدود 320 صفحه جیبی) و بسیار معروف از Arthur Schnitzler که شهرتش به خاطر فیلم معروف کوبریک چشمان بازُ و بسته (چشمان کاملاً بسته) ده برابر شده.

 

همین اول بگم که کتاب دوم یعنی رویا جزء 10 کتاب ارزشمند آرتورم نیست ولی خوب کوبریک عاشق این داستان شد و با تغییرات 180 درجه ای تعبیر خودشو از این داستان نشون داد.البته تو این پست میخوام مفصل در باره ی داستان اول که فوق العاده بود صحبت کنم در باره داستان دوم که همون رویا هست در پست دیگه ای اگر عمری باقی بود کمی براتون مینویسم.

<< توجه توجه این قسمت حاوی متنی به شدت اسپویل کننده است >>

اما کتاب اول یعنی بازی سپیده دم که از نظر ساختاری بسیار شبیه قمارباز داستایوفسکیه اما ازنظر داستانی ذره ای شباهت نداره یک داستان میخ کوب کننده از کسیه که برای بدست آوردن پولی که دوستش از اون تقاضا کرده وارد یک قمار سنگین میشه و میتونه ده برابر اون چیزی که دوستش ازش طلب کرده بود تو اون قمار به دست بیاره اما طمع میکنه وبرای بدست آوردن پول بیشتر تلاش میکنه قدم به قدم در باتلاق قمار بیشتر فرو میره.جوری که چیزی حدود 20 برابر پولی که برای بازی گذاشته بود زیر قرض میره و مجبور میشه برای پرداخت بدهیش پیش چندین نفر بره و از اونا درخواست پول کنه و در آخرین لحظات خودکشی میکنه که بسیار شوکه کننده و درد آوره اما آخر داستان آدمو به فکر وادار میکنه که چطور ارزش همه انسان ها به پول خلاصه شده.
طی این داستان چندین شخصیت اصلی و فرعی با شخصیت شماره یک رو در رو میشن که شاید مهم ترین شخصیت فردی به نام کنسوله این شخص همون قمار بازیه که در ابتدا مقدار زیادی پول داخل قمار میبازه اما ادامه میده و میتونه همه ی پولی که عقب افتاده رو پس بگیره.نویسنده به قدر حالات روحی و روانی و همچنین چهره و فضای اتاق رو خوب به تحریر در آورده که شما مسحور این زیبایی میشین.
اوایل داستان یکم کسل کنندست مخصوصا بخشهایی که برای درخواست پوله که البته برای داستان کوتاه میشه گفت خیلی بده اما از وسطای داستان به بعد ریتم تند و خیره کننده ای داریم که جبران میکنه.
راستی من این کتاب رو از فیدیبو خریدم فکر کنم قیمتش سه هزارو پونصد تومن شد که در مقایسه با نسخه ی چاپیش که 15 تومنه خوب خیلی خوبه اینم نمونه صفحش:

 

<< قسمت اسپویل کننده تمام شد >>

اما در باره نویسنده که بنظرم فهمیدن افکار نویسنده تو این مدل از داستان سرایی ها 90 درصد فهم ادم رو نسبت به داستان زیاد میکنه (چون نویسنده تو زمان خودش و حالات اجتماعی دهه 20 میلادی مینویسه اگه کسی این دوران تاریخ اروپارو مطالعه کرده باشه تو داستاناش غرق میشه) باید بگم فردیه که تمام داستاناش حول محور داستان های مدرن (مدرن یعنی داستان زمان خودش نه عقبتر) میگذره و قهرمان های داستاناشم به طرز عجیبی پولدار قدرتمند و بعضی وقتا مغرور اند نویسنده تو داستاناش سعی میکنه شمارو وارد یه زندگی اشرافی و بورژوازی بکنه و درگیر پول وثروت بشین تا تلخیا وحتی بعضی مواقع واقعیات زندگی که اونا از تلخ ترین قسمتای زندگی به حساب میان دور کنه.

از معروف ترین کتاب های این نویسنده المانی میشه به اینا اشاره کرد:
نکته ی مهم دیگه ای که بایدبا شاره کنم خصلت شوکه کنندگی آرتوره که درجایی که شما فکرشو نمیکنید یه سطل آب یخ روتون میریزه و جذابیت داستانو بیشترو بیشتر میکنه.
در مورد فیدیبو هم بگم که هم میتونید تو گوشی و هم میتونید تو کامپیوتر اپشو نصب کنی و استفاده کنید این قابلیت بهتون کمک میکنه همه جا بتونید کتاب رو بخونید البته این کتاب که خیلی سبکه و چند ساعته تموم میشه ولی برای کتاب های بزرگی مثل جنگ و صلح و... واقعا بدرد بخوره.

اینم یه تصویر از نمای دسکتاپ این اپلیکیشن که کار بچه های دیجی کالاست.

و در آخر هم بگم داستان سپیده دم به درد همه جور آدمی میخوره از کتاب خونا تا کتاب نخونا چون هم کوتاهه و هم جذاب پس دلیلی نمیبینم بگم به درد مورد خاصی نمیخوره.
ادامه این کتاب رو که داستان رویاست در پستی دیگه بررسی میکنم.
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ آذر ۹۶ ، ۲۰:۰۹
reza sf

داستان اینه که اول هرکاری سخته اما وقتی توش میوفتین میتونه براتون جذابیت ایجاد کنه نکته ای که تو کتاب خوندن مهمه اینکه خودتونو با داستان درگیر کنید اونوقت میبینیدد که داستان خودش شمارو به سمت ادامه ی ماجرا میکشه اون وقت شمایی که تو عمرت 300 صفحه کتاب نخوندی میشینی کل یه رمان 500 صفحه ای رو میخونی.

اولش شاید نیاز به تمرین داشته باشه ولی وقتی این سختی اول یه رو گزروندی دیگه رو غلتک میوفتی از من شنیده بگیرید چون داخل هر کتابی میشه حاصل عمر و تجربه ی چند یا حداقل یه انسانو درآورد این تجربه ها حاصل سال های زیادی هستن و با ارزشن
اینم اضافه کنم که هرگز هرگز هرگز یه فیلم نمیتونه به اندازه ی یه کتاب غنی باشه و خودتونو با این جمله گول نزنید که کتاب نمی خونم عوضش فیلم میبینم

۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۱ آذر ۹۶ ، ۰۰:۰۰
reza sf