وقتی تیمت میبازه
وقتی هدفای زندگیتو نشونه میری
با افتخار رئالیم و بد باختیم.
اول بگم که برام مهم نیست و رو زندگیم تاثیر نمیزاره چون میدونم فوتبال اینه یه روز میبری یه روز میبازی.
اما یه سری توصیه رو میخوام برای این زمان (وقتی تیمت میبازه) بگم.
- برید تو غارتون و تا برد بعدی تیمتون همونجا اطراق کنید.
- یه فیلم یا سریال یا اگه کتاب خون هستین کتاب خوب برای این لحظه کنار بزارید تا تلخی این باختو بشوره ببره پایین
- تا اطلاع ثانویه به پیام هاتون جواب ندید چون ممکنه محتوای تحقیر آمیز داشته باشه
- اگه توییتری هستید کلمه "سوراخ"رو میوت کنید.
- سعی کنید بهش فکر نکنید و از حرص خوردن زیاد پرهیز کنید.
- اگه میتونید بخوابید.
- این جمله رو فراموش نکنید تیم شما باخته شما نباختی
از دست فرمون آدما میشه فهمید چه شخصیتی دارن
آدمای خجالتی عموما به همه راه میدن یا جایی که میتونن تخته گاز بدن نمیدن یا وقتی یه نفر میخواد از یه طرف خیابون ردشه سریع ترمز میکنن
این کارا هم خوبه هم بد اشتباه اینا اینجاست که بیش از حد ترمز میکنن حالا اگه یه ماشین با فاصله ی نزدیک از این افراد پشت سرشون حرکت کنه با یه ترمز بیجا کار تمومه.
معمولا خانوما این شخصیت رو تو رانندگی دارن
آدمای پر رو به هیچ کس راه نمیدن اگه یه سر سوزن بدونن شانس اونا بیشتر حمله میکنن وقتی چراغ سبز میشه انگار چراغ فرمول یک سبز شده با چنان سرعتی تخته گاز میرن که مخ آدم سوت میکشه.
عامل اصلی تصادفات همینان سرعت بیجا حوصله ی کم فحش و بدوبیراه از خصوصیات ایناست.
آدما متعادل هم راه میدن هم نمیدن اینا خوبن نه این که من توشونم خوب باشنا نه :)) اینا به صورت رندم به یسریا راه میدن به یه سریا راه نمیدن. قبل راه دادن شرایط رو میسنجن پشت سرشون ماشین هست نیست طرفی که با ماشین داره میاد چقدر اومده تو جاده و...
از اینا یاد بگیرید اینا شخصیت خوبی دارن
احتیاج انگیزه میسازه
آدمی که گرسنست برای خوردن غذا به آب و آتیش میزنه.
داستان زندگیم همینه تا وقتی یه چیزیو نداشته باشه نمیدونی اون چیز چقدر مهمه. میگن از بین معتادایی که به مرحله آخر رسیدن (تامرگ فاصله ای ندارن) تعداد کمی شون میتونن برگردن و دوباره زندگیشونو بسازن اما همین تعداد کم ارزش واقعی زندگیشونو میدونن الکی هدر نمیدنش.چون تازه فهمیدن زندگی چیه.
یه مشاور کنکور تعریف میکرد بچه ای بود تو مدرسمون که پدرش سرایدار مدرسه بود هر وقت که پدرش تو مدرسه یه کاری میکرد مثل چایی بردن یا تمیز کردن حسابی خجالت میکشید همین موضوع هی براش انگیزه میساخت چون میدونست نیاز داره که برای خانوادش کاری کنه که از این وضعیت در بیان برای همین شروع کرد به درس خوندن تا یکی از رتبه های برتر کنکور شد میگفت بچه های درسخون زیادی تو مدرسشون بودن اما هیچ کدوم نتونستن به جایگاه اون برسن دلیلشم مشخص بود چون انگیزشون کمتر بود.
پ.ن|: پس اگه میخواین تو یه کاری پیشرفت کنید باید انگیزه داشته باشید و برای انگیززه داشتن باید برای خودتون نیاز بسازین .
100 روز بعد همینه که هست
کتاب بازی سپیده دم و رویا 1
بازی سپیده دم و رویا دوتا داستان نسبتا کوتاه ( حدود 320 صفحه جیبی) و بسیار معروف از Arthur Schnitzler که شهرتش به خاطر فیلم معروف کوبریک چشمان بازُ و بسته (چشمان کاملاً بسته) ده برابر شده.
نیمرو و ما هو نیمرو
تو این دنیا اگه یه کاریو بتونم درست انجام بدم اون کار نیمرو درست کردنه نه این که از کسی یا جایی یاد گرفته باشم نه خودم با آزمونو خطا فرمول مخصوص خودمو به دست آوردم. و واقعا الان میتونم بگم تجربه بهترین معلمه.
حالا چطوری این تجربه هارو جمع کردم تا به این شدت از تبحر برسم خودش داستانی داره که براتون تعریف میکنم ولی این که به امید خوندن اون فرمول دارید این پستو میخونید باید بگم که اشتباه میکنید چون به هیچ وجه لو نمیدمش.
موضو مال سال های دبیرستانه که یکی از خبرگان نیمرو که اگر دانشگاه نیمرو وجود داشت اون مدرک استاد تمامیشو گرفته بود و داشت تو انجا تدریس میکرد(که البته چنین جایی وجود نداره) به من گفت فلانی بلدی یه تخم مرغ توپ سرخ کنی .بهش گفتم تخم مرغ تخم مرغه دیگه توپ و بی توپ نداره که.گفت بشین تا برات توضیح بدم آقا اون گفت من کف کردم اون گفت من کف کرد ... این که درجه حرارت چطور باشه از روغن یا کره چطور استفاده کنی از پنیر جه موقع به عنوان نمک استفاده کنی ابعاد تابت چقدر باشه تخم مرغو از چه فاصله ای بریزی کی برعکس کنی کی بر عکس نکنی و... من دیدم این کارا خودش 3 ترم 4 واحدیه اولش خیلی ترسیدم از این حجم اطلاعات ولی بعد یه مدت تونستم نکات اصلیشو به کار بگیرم.
اما کار به همین جا خلاصه نشد بازم کلی تجربه از مادرم که اونم نیمرو هاش حرف نداره گرفتم ولی باز نیمروم اون نیمروی دلخواه نشد خلاصه بعد یک سال که انواع و اقسام روش ها رو امتحان کردم و هر ادویه ای که فکروش و نمی کنید رو به صورت تکی و ترکیبی تست کردم بالا خره یافتم فرمولمو.
چرا لوش نمیدم چون چیز با ارزش سخت به دست میاد و کسی که راحت فرمول منو گیر بیاره ارزششو نمیدونه.
تغییر استراتژی
همش همین بود
این جمله ی بکسور معروف محمد علی کلی به فریزر بود زمانی که 12 راند ازش کتک خورد اینو تو گوشش گفت فریزر تعریف میکرد تو زندگیش ورزشیش مشتای زیادی خورده بود مشتایی که میتونست یه آدم معمولی رو بکشه ولی هیچ مشتی به اندازه این جمله ی کلی درد نداشت.
فریزر بازی رو باخت بدم باخت ناک اوت شد . اما درس زندگی همینه شاید مشکلات پدرتو دربیارن ولی آخرش بهشون بگو "همش همین بود" اون وقت ببین چطوری از زندگیت لذت میبری.
گرمِ کتاب خوندن بشید داستان خودش شمارو میبره
داستان اینه که اول هرکاری سخته اما وقتی توش میوفتین میتونه براتون جذابیت ایجاد کنه نکته ای که تو کتاب خوندن مهمه اینکه خودتونو با داستان درگیر کنید اونوقت میبینیدد که داستان خودش شمارو به سمت ادامه ی ماجرا میکشه اون وقت شمایی که تو عمرت 300 صفحه کتاب نخوندی میشینی کل یه رمان 500 صفحه ای رو میخونی.
اولش شاید نیاز به تمرین داشته باشه ولی وقتی این سختی اول یه رو گزروندی دیگه رو غلتک میوفتی از من شنیده بگیرید چون داخل هر کتابی میشه حاصل عمر و تجربه ی چند یا حداقل یه انسانو درآورد این تجربه ها حاصل سال های زیادی هستن و با ارزشن
اینم اضافه کنم که هرگز هرگز هرگز یه فیلم نمیتونه به اندازه ی یه کتاب غنی باشه و خودتونو با این جمله گول نزنید که کتاب نمی خونم عوضش فیلم میبینم