ضریب هوشی مورد نیاز ، رده سنی مناسب

خلاصه:

گروه A -------> تمامی افراد با تمامی ضرایب هوشی

گروه B--------> افراد بالای 8 سال با تمامی ضرایب هوشی

گروه +B--------> افراد بالای 4 سال با  ضرایب هوشی بالای 65

گروه C--------> افراد بالای 8 سال با ضرایب هوشی بالای 100

گروه D--------> افراد بالای 12 سال با ضرایب هوشی بالای 115

گروه E--------> فقط آقایون با سن بالای 18 سال و ضرایب هوشی بالای 110

گروه F--------> فقط خانم ها بالای 16 سال و ضرایب هوشی بالای 95

گروه G--------> تمامی افراد با ضرایب هوشی 139 یا بالاتر

گروه H-------->افراد با ضرایب هوشی بین 45 تا 65 (گروه مرگ)

مستوفا:

از رده های سنی، اول براتون میگم متاسفانه رده های سنی تو کشورمون اونجور که باید و شاید جا نیفتاده هر فیلمی که رو پرده سینماست صرف نظر از مقدار خشونتی که داره از پیر و جونو حتی بچه های کوچیک میتونن برن و ببینن. از طرفی سلیقه بعضی از هنرمندا به شکلیه که بدترین شوخی های ممکن و زننده رو داخل فیلمشون انتخاب میکنن و بعد از گذاشت یک سرپوش رو اون شوخی خودشون رو تطهیر میکنن و دیگه براشون مهم نیست کی قراره اون فیلم رو ببینه.

در صنعت چاپ موضوع یه مقدار فرق میکنه اینجا رده سنی بیشتر به چشم میخوره دلیلشم ممیزی بی رحم وزارت ارشاده. یاد اون جمله سنگین فیدل کاسترو افتادم که گفت همه آزادن هرچی دلشون میخواد بنویسن ولی کاغذ نباید هدر بدن پس بهتره هیچی ننویسن.

اما در مجازی هیچ کس حتی فکر کوچکی هم در این باره نمیکنه چه برسه به عمل پس بنده به عنوان اولین وبلاگ نویس و پیج دار در تمامی میلک وی گلکسی میخوام از همین تریبون اعلام کنم که روی پست هایی که همه نباید بخونن برچسپ رده سنی میزنم و به عنوان راهنما به این پیج منتقلشون میکنم تا همگان بتونن متناسب با سن و هوششون از مطالب استفاده کنن حالا قبل از این که فحش بدید ادامه رو بخونید.

(میلک وی گلکسی کهکشانی که تا این لحظه در اون هیچ وبلاگ نویسی رده سنی بالای پستش نزده)

مشکل اما از اونجایی شروع میشه که افراد میگن ما با این که مثلا 8 سالمونه به اندازه یه آدم 30 ساله میفهمیم در پاسخ به این جور حرف ها باید گفت رده سنی برای فیلم و سریال و کتاب و هر چیز دیگه ای به جای زوم کردن روی فهم طرف شرایط فیزیولوژیک بدن طرفو مبنا قرار میده یعنی این مقدار خشونت برای فردی با این مقدار سن مناسب نیست چون مغز این فرد هنوز آمادگی دریافت چنین اطلاعاتی رونداره. یا در بحث مسائل جنسی هورمون های بدن یک فرد با این مقدار سن با دیدن یک همچین فیلمی حسابی بهم میریزه و در دراز مدت باعث آسیب دیدگی جسمی اونفرد میشه.

نقطه تضاد داستان هم اینجاست که آدما علاقه ی فوق العاده زیادی به دیدن و شنیدن چیزهای محدود شده یا غیر مجاز دارن این جمله رو از یه دوست شنیدم "اگه مسواک زدن جرم بود الان بچه های مردمو میدیدی که دارن تو کوچه پس کوچه ها خلوتی بدون اجازه پدر مادرشون مسواک میزنن" واقعیتم به این جمله نزدیکه افرادی که میخوان رژیم بگیرن و هیچی نخورن میدونن چی میگم مدام دنبال خوردن میرن نه چون گشنن چون میخوان از این محدودیت فرار کنن اصلا آدمی همینه دنبال چیزی میره که اصلا و ابدا لازم نیست ببینه اما چون محدودش کردن حس کنجکاویش گل میکنه و از زیر سنگم شده اون چیزو پیدا میکنه تا ببینه اون چیه.

یکی از فیلم سازای معروف از افرادی که باعث پخش نشدن فیلمش شدن تشکر کرد و جمع عظیمیو در شوک برد همون زمان گفتم طرف این تشکر رو کرده فقط به خاطر این که این افراد باعث شدن مردم تحریک بشن برن اون فیلم رو دانلود کنن ببینن چیه و واسه همین معروف شد.دو سال بعد تقریبا همه فیلم بازا اون فیلم داخلی رو دیده بودن.

(پرتقال کوکی فیلمی از استنلی کوبریک که به خاطر صحنه های دلخراش و بسیار مستهجن در تعداد زیادی از کشورها جنجال به پا کرد و توقیف شد در ایرلند شخصی رو پیدا نمیکنید که این فیلم رو ندیده باشه از پیر و جوون تا کسی که این فیلم رو توقیف کرده مطالعه بیشتر اینجا)

حالا با توجه به صحبتای از نظر ردشده چیکار باید کرد؟ اینجوری افرادی که محدود میکنیم بیشتر میان میبینن چی نوشتیم و این حرفا ... جواب هیچی ،ما وظیفمون گفتنه باقیش به اونا بر میگرده شاید فرهنگ سازی خوب باشه اما با قاطعیت میگم تو این یک ضمینه جواب نمیده نه ایران بلکه همه جای دنیا همینه.

بحث سوم و به نظرم مهم ترین بحث هدف قرار دادن مخاطبه اگه دقت کنید گروه  E و F به فقط مرد بودن یا فقط زن بودن اشاره میکنه این شاید از نظر مزاج افرادی که به تبعیض جنسیتی فوق العاده حساسن خوش آیند نیاد اما من یک بحث سطحی برای قانع کردنشون دارم.

چندی پیش مستندی درباره تیم اسپیک گیم های آنلاین در آمریکا پخش شد که سرو صدای زیادی هم به پا کرد هدف این مستند این بود که بگه شاید دخترایی که دارن به عنوان هم تیمی باهاتون بازی میکنن از فحشایی که در زمان آنلاین بودن به هم میدید به ظاهر بدشون نیاد اما در واقع این طور نیست و مراجعان دختر به روانشناس به خاطر تاثیر سوی این کلمات در زندگیشون رو به افزایشه برای همین تیم اسپیکا در خفا ونه در استریم داره به سمت تفکیک جنسیتی میره. موضوع دیگه 20 کلمه ای که نباید به خانوم ها گفت در نشریات زرد و سایتای در پیتی نیست موضوع روح و روان اون هاست شاید من به عنوان یک مرد درک نکنم روح یک زن لطیفه و شنیدن این کلمات تاثیر بدی رو زندگیش میذاره که البته میشه بهم حق داد چون مردم و همه رومثل خودم میدونم اما روانشناسا و جامعه شناسا اینو به خوبی میدونن چون دارن باهاش سروکله میزنن.

جندی پیش کلیپی در اومد که میگفت خانومها از آقایون بیشتر فحش میدن و بد دهن ترند شاید در موارد خاص این درست باشه ولی در عام خیر اینوهم بگم ورزشگاه رفتن خانوم ها برای دیدن بازی مردها حقشونه همون طور که ورزشگاه رفتن مردها برای دیدن بازی خانوم ها حقشونه برابری یعنی این.

از طرفی دیگه موضوع تفکیک جنسیت نیست بلکه موضوع تفکیک حرفه هر حرفی رو نباید خانوم ها بشنوند و هم حرفی رو نباید آقایون بشنوند این به معنی پشت سرشون بد گفتن نیست بلکه به خاطر شرایط متفاوت درکه.

اولین سوال (که یک جورایی شبیه فحش برای من میمونه) اینه که یعنی آقایون کمتر از خانوما میفهمند یا خانوما کمتر از آقایون؟ در جواب این سوال باید برای صدمین بار گفت موضوع فهم نیست درکه برای مثال مادر مشکل بچه نوزاد خودشو بهتر درک میکنه تا  پدر و این به معنی نفهم و کند مغز بودن پدر نیست بلکه به معنی نداشتن درک اون شرایطه درکی که در هر صورت طبیعت در اون فرد قرار نداده.

یک دختر بچه 6 ماهه به اندازه یک پسر بچه 3 ساله درک داره و این موضوع هیچ ربطی به بیشعور و نادان بودن جنس مخالف نداره.

(سکسیسم یا تبعیض جنسیتی موضوع پر مناقشه ایست که سال ها از سنگری برای زن ها به خط لجمه آنها تبدیل شده جوری که از شاخه ای در فمنیست به شاخه ای دیگر میپرند و اصل مطالبه خود  که برابریست را فدای گرفتن بیشتر امتیاز برای جامعه خود کرده اند و اگر نظر آنها اینست که ما خواستار برابری هستیم پس چرا 50 درصد از مطالباتشان برای مردها نیست؟)

القصه موضوع مناقشات جنسی اینجا نیست و فعالان مدنی باید در جای دیگه به تفصیل برای این موضوع چاره ای بیاندیشند. هرچند راهکارهای فعلی این عزیزان مورد تایید من نیست و برا تغییر درست دنیا نیاز به تغییر درست خود دارند.

موضوع بعدی سن افراد جامعه هست سن میانگین جامعه یک عنصر کلیدی برای شاخص قرار دادن افراد اون جامعه شده جوری که بر فرض شما مدیر شرکت آدیداس هستید و قراره برای یک کشور کفش ورزشی صادر کنید یکی از مهم ترین شاخص های شما سن افراد اون کشوره اگر سن اونها کودک و خرد ساله کفش های بچگانه و اگر بزرگ سال اند کفش های ... صادر میکنید این موضوع در نوشتن چه کتاب چه مقاله و چه متن های شبکه های اجتماعی هم صدق میکنه از اونجایی که کشور ما میانگین جمعیتی نزدیک به 30 سال داره پس نیاز به نوشتن برای این رده سنی بیشتر از کوکان و افراد مسن تره و از اونجایی که جمعیت حدود 30 سال در ایران اکثرا تحصیل کرده اند و توانایی خوندن رو دارن میشه روشون برنامه ریزی کرد.

نکته دیگه کتابه ما تو ایران آنچنان کتاب خونی نداریم که بخوایم کتاب با تیراژ میلیونی چاپ کنیم و مجبوریم به اندازه دهنمون لقمه بگیریم از این رو جامعه هدف خواننده های ما بسیار کم و ناچیزه و از طرف دیگه نویسنده آنچنانی هم نداریم چون کاری براشون نیست. نویسنده های اندک ما هم بجز تعداد انگشت شماری بقیه به کار دیگه ای غیر از نویسندگی مشغول هستند و این موضوع تخصص نویسندگی رو در ایران به شدت زیر سوال برده.

(میانگین سنی مردم جهان در این عکس پیداست مناطق بفش و سرمه ای شرایط خطرناکی پیش رو دارن)

در مجموع این نتجه رو میگیرم که میشه رده سنی رو برای مطالبم اعمال کنم و حالا میرم سراغ بهره هوشی یا همون ضریب هوشی این بحث هم شباهت های زیادی به بحث بالا داره.

چنتا سکانس میگم اینارو قراره به هم وصل کنم در خوندن عجله نکنید.

سکانس اول : 

فیلم فایت کلاب 23 دقیقه و 40 ثانیه تیلر داردن فیک به تیلر داردن اصلی میگه تو خیلی باهوشی (همه میدونیم تیلر دردن فیک چقدر آدم رو راستیه و از شخصیتش میشه فهمید الکی خود شیرینی نمیکنه اما خوب این دیالگ ازش خیلی عجیبه بود حس تملق توش موج میزد دیالوگ بعد متوجه میشیم چرا اینو گفته)

تیلر داردن اصلی میگه ممنون . بلافاصله این سوال رو ازش میپرسه "تابه حالا چقدر به دردت خورده؟" (شوکه کنندست جوری که حتی تیلر اصلی برای یه ثانیه نمیفهمه منظورش چیه و میپرسه چی رو میگی )

تیلر اصلی میگه خیلی

و اینجاست که شلیک آخرو تیلر فیک میکنه میگه پس همون جوری بمون.

سکانس دوم : 

تو کلاس روانشناسی استاد درباره ضریب هوشی حرف میزد که ناگهان یکی از ته کلاس داد زد مال من 121 هست استاد بلافاصله بحث رو اینجور جم کرد که نباید معلماتون نتیجه ضریب هوشی رو به شما می گفتن و از این مسائل ... اما به این نکته اشاره نکرد کسی که ضریب هوشیشو به بقیه میگه ضریب هوشی کم تر از بقیه داره.

سکانس سوم:

زمانی که درس اسفار علامه طباطبائی به دست آیت الله بروجردی تعطیل شد همه دنبال این بودن که ببنن مگه داخل کلاسای اینشون چه چیزایی گفته میشد که یک همچین شخص بزرگی مثل آیت الله بروجردی تصمیم به تعطیلیش گرفت گویا اصل مخالفت بخاطر تفاوت هوش و کشش افراده نه حرف های گفته شده داخل اون جلسات.

مخالفت شدید این شخص به خاطر این که شاید فردی داخل این جلسات شرکت کنه و به خاطر نداشتن کشش به گمراهه کشیده بشه به قدری بود که کار به جاهای باریک ترهم کشیده شد. هر چند با میانجی گری باعث شد آرامش دوباره برگرده اما درسی که از این جریان میشه گرفت اینه که هرکسی نمیتونه هرچیزی رو یاد بگیره چون ممکنه به خودش و دیگران صدمده بزنه.

سکانس چهارم :

مدیر مدرسه نامه ای برای مادر ادیسون نوشت متن نامه این بود : پسر شما یک کودن است و توانایی درس خواندن در یک مدرسه معمولی را ندارد و...

مادر ادیسون اینطور نامه را برای فرزندش خوند : پسر شما یک نابغه است ما توانایی آموزش دادن به او را نداریم لطفا خودتان در خانه به او درس دهید و ...

نیجه اش را هم که دیدید

سکانس پنجم :

مشاور کنکور به بچها گفت بر اساس ضریب هوشی فرزنداتون براشون برنامه بریزید و کار بیش از اندازه بهشون محول نکنید. یکی از اولیاها گفت چطوری میتونیم ضریب هوشی بچهامونو بالا ببریم مشاور گفت این کار امکان پذیر نیست و تا آخر عمر یه چیز ثابته اون اولیا جواب داد خوب اینجوری که برنامه بچهای کم هوش از باهوشا عقب میوفته و اونا تو کنکور بیشتر نتیجه میگیرن . مشاور جواب داد روی کاغذ شاید اما تجربه نشون داده بچه  های سخت کوش بیشترین نتیجه رو میبرن نه باهوش.


نتیجه این پنج سکانسی که براتون نوشتم اینه که هوش در عمل هیچ چیز نیست شاید روی حرف بشه گفت آدم باهوش میتونه مشکلات زندگی رو بهتر حل کنه اما در واقعیت چنین نیست و فرد باهوش مثل فرد کم هوش یا فردی با هوش متوسط در موقع حل مشکلات اساسی زندگی مثل آهو تو عسل گیر میکنه.

بخش عظیمی از آموزش کشورمون صرف پیدا کردن نوابغ در رشته هایی همچون ریاضی و انسانی و... میشه شاید اینی که دارم میگم کشش الان جامعه نباشه اما در کشورهایی مثل فلاند و ژاپن به کارگرفته شده و بسیار هم جواب داده کاری که اونا میکنن اینه که به جای پیدا کردن نوابغ سعی در پیدا کردن افرادی رو دارن که تو اون رشته علاقه مضاعف تری نسبت به بقیه دارن و سرمایهه گذاریشون به شکلیه که آینده اون افراد رو داخل برنامه کشورشون میارن به عبارت دیگه اونا نوابغ رو میسازن نه این که پیدا کنن. تو دوران 9 ساله ابتدایی ژاپن بچه ها بیشتر از هر دانش دیگه ای یاد میگیرن چطور باید کار گروهی کنن و بعدها وقتی تو پستی قرار میگیرن یک تیم باهوش در مقابل یک نابغه ای تو آمریکا یا هر جای دیگه دنیا حرفای بیشتر برای زدن دارن اینجوری دیگه هیچ کس تو این نظام آموزشی هدر نمیره و تماما به خدمت کشورشون در میان اما تصور کنید یک بچه در نظام آموزشی کشوری مثل ایران ضریب هوشی کافی رو نداره و نمیتونه از پس درس های مدرسه بر بیاد هیچ راهی برای ادامه دادن تحصیل نداره مدارس استثنائی که حرفشو نزن و به الجبار بی سواد میشه این بچه ای که زمانی میتونست گوشه ای از کار تیمی رو بگیره و تیمی بسازه که از نابغه ترین افراد هم نابغه تره حالا باید شاگرد مکانیک یا امثال این ها بشه و این فاجعست (البته جامعه به مکانیک احتیاج داره و مکانیکی هم شغل بسیار شریفیه اما مکانیک تحصیل کرده نه مکانیک بی سواد)

(تصویر شستوشوی توالت مدرسه در ژاپن به  کار تیمیشون توجه کنید حالا اگه دانش آموزای ایرانی بودن!!!)

خوب با این وجود بازم نوشتن ضریب هوشی فایده ای نداره جز نابود کردن اونا ما کم قربانی تو مدارس شهرها و استانامون سر همین قضیه ندادیم پس چرا اسرار داری ضریب هوشی حتما اون بالا باشه اینجا زمانیه که سکانس سه میاد وسط میدون یعنی هرکسی توانایی و کشش شنیدن هر چیزی رو نداره.

در این مورد توجه کنید که نگفتم توانایی شنیدن هر مطلبی گفتم فقط توانایی شنیدن هرنوع حرفی چون ما میتونیم به گفته ریچارد فایمن هر مطلب پیچیده ای رو ساده کنیم و به خورد عوام بدیم اما این کار پیچیدست و سخته و از اونجایی که همه ما فاینمن نیستم پس حتما همه نوشته هامون برای دیگران قابل فهم نیست اما این سکانس 3 یه بحث سنگین دیگه هم داره و اون بد برداشت کردن و توچاه افتادنه در این رابطه این جمله رو باید از طلا نوشت "یاد نگرفتن هزار بار بهتر از بد یاد گرفتنه" کسی که چیزیو نمیدونه خیالش راحته که نمیدونه و کاری هم با ندونسته هاش نمیتونه انجام بده اما کسی که بد میدونه متعصب روی دونسته های اشتباه و ناقصش پافشاری میکنه مثل همین قضیه داعش و امثال این گروه ها که اشتباهاتشون باعث شد دودش تو چشم بقیه جهان بره

(مربوط به بزرگراه مرگ اشتباه تاکتیکی صدام برای عقب نشینی سریع از کویت و پافشاری بیجای اون روی تعصب و دانش کم نظامیش باعث همچین فاجعه ای و موجبات فروپاشی نظام خودش شداگر صدام دانش نظامی نداشت همچین فرمانی نمیداد و به حرف فرمانده های ارتشش گوش میداد)

حالا سوالی که پیش میاد اینه گیرم که من ضریب هوشیم کمه و متناسب با اون مطلب نیست نمیشه با بیشتر فکر کردن وبا بیشتر خوندن متوجه ذات اون مطلب بشم؟در جواب باید بگم چرا میشه اما بعدش چی دو بار تکرار کردی سه بار تکرار کردی مگه چقدر عمر میکنی که میخوا اینقدر وقت صرف یه همچین چیزهایی بکنی؟

از این ها که بگذریم میرسیم به سکانس دوم برای فهمیدن ضریب هوشی میتونید از سایتهای پرسش آنلاین کمک بگیرید برای این کار عبارت "تست ضریب هوشی" رو گوگل کنید اما به یاد داشته باشید هرگز عدد ضریب هوشیتونو به کسی نگید افرادی که خیلی باهوشا قطعا این موضوع رو میدونن وفهمیدن اما برای باقی افراد همین قدر بگم که خود نمایی کردن و پز دادن با ضریب هوشی برای افراد کم هوش جذابه و افراد باهوش این رو فهمیدن که باید دستاورد هوششون مایه تحسین و تقدیر دیگران باشه مثل اختراعی که میکنن و غیره و ذالک نه اون چیزی که از یه آزمون به دست میاد.

سکانس پنجم که خودش گویاست اما در باره سکانس چهارم باید بگم هرچند میدونم این داستان دروغه اما واقعیت ریزی داخلشه اگر شخصی هوش کمی داره میتونه به جایی برسه که هزاران آدم باهوش هم نمیتونن بهش برسن برای اثبات این حرف میتونید زندگی افراد موفق رو بخونید فقط فقط باید امید و پشتکار داشته باشه.


نتیجه گیری کلی : ضریب هوشی و سن عدده و در دنیای واقعی بی تاثیر اما نیاز به توجه برای فهم درست مطالب دارن.

reza sf ۰ ۲
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طراح قالب :خودم و عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان