کمک

ما یه رفیقی داریم بچه کرمانشاهه خیلیم بچه گلیه. این داشت تو خیابونای رشت دور میزد یه روز دید یه آقایی اومد جلو گفت من بچه کرمانشاهم پول نیاز دارم تا بتونم برگردم شهرم ترو خدا یه کمکی بهم بکن. خیر ببینی جون مثل این که کردیم بلد بود حرف بزنه چند کلمه ای گفت و این رفیق کرمانشاهی ما هم گفت باشه چقدر میخوای برگردی؟ گفت سی تومنم کارمو راه میندازه و این رفیقمون این پول رو داد بهش اونم تشکر کرد و رفت.

القصه چند ماه بعد این رفیقمون از همون خیابونای رشت داشته رد میشد که یه نفر جلوشو میگیره میگه آقایه پولی داری به من بدی من بچه کرمانشاهم میخوام برگردم اونجا ولی پول ندارم.خوب که به قیافش نگاه کرد دید همونه یه کلاه فقط گذاشته خلاصه یقشو میگیره میچسبونه به دیوار میگه مرد حسابی تو به من گفتی فلان قدر بهم بدی من برمیگردم الان دوباره بعد این همه مدت پول میخوای چرا اینقدر مردمو تلکه میکنی؟!!!

هیچی دیگه ولش کرد یارو رفت اما همین شد وقتی بخوایم به یکی کمک کنیم حواسمون رو جمع کنیم.

reza sf ۲ ۷

خطی ران زن

امروز خیلی اتفاقات جالب افتاد که علاقه دارم کلشو بنویسم اما از اونجایی که مجالش نیست مهم ترینشو مینویسم باقیش بمونه برای بعد.

جلو صف تاکسی رانا بودم که گفتن برو تو فلان ماشین بشین از اون آقا که جلو ماشین وایستاده بود پرسیدم همین ماشین دیدم از پشت یه خانومه گفت اره همین ماشین داداشی.سرم سوت کشید مگه میشه یه راننده زن بین این همه راننده خطی بد دهن و فحش ده بیاد مسافر کشی کنه اما چیزی نگفتم و نشستم. تو ماشین یه نفر عقب نشسته بود یه نفر دیگه اومد اونم برق از سرش پریده بود با یه نیش خندی گفت راننده زنه؟!! گفت ندیده بودم تا حالا تو رشت زنی بین این راننده ها بیاد مسافرکشی کنه. از همین جمله پیداست که این شغل تو استان ها و شهرهای دیگه توسط خانوما انجام میشه البته این که یه خانوم راننده سرویس بچه های مدرسه یا امسال این باشه کاملا فرق میکنه با این که تو خط کار کنه اونم چه خطی جایی که حداقل دو نفر چاقوکش بالفطره  پنج تا معتاد و حداقل 8 نفر بد دهن دعوا گیر توش کار میکنن.

القصه تابوشکن و شیر زن نه اون خانوم علینژاده نه امثال اون تابو شکن زنیه که برای در آوردن چندرغاز پول تن به هر کاری نداده و داره پا به پای مردا کار میکنه. با تمام حرفایی که پشت سرش میزنن میسازه و اولین بودن براش عار نیست.

reza sf ۰ ۳

Autotomy

خیلی این احتمال کمه که از چیزی خاص و تک خوشتون بیاد و دیگرانم هم زمان باهاتون از اون چیز خوششون بیاد.در واقع این باگ خلقته.اگه فقط یک چیز از آدما رو میتونستم کنترل کنم خواستم این بود که علایقشون رو کنترل کنم به هر حال این علایقه که از آدم یه موجود خوب یا عوضی میسازه. این علایق فرده که اونو پولکی یا تارک دنیا میکنه و همین طور بگیرید برید بالا.
امروز به پست کسی خوردم که علایقش نسبتا شبیه من بود نمیدونم اسمشو بذارم کار خدا بذارم کار کائنات یا چی؟؟ فرقیم نمیکنه مهم اینه که تو این دنیا که علایق همه خاصه اون یه نفر آدم صاف افتاد تو زندگیم یکم درباره موضوع مشترکی که مارو بهم رسوند بحث کردیم و خیلی سریع کار به علایقمون و دیدمون نسبت به جهان رسید انقدر سریع که یه لحظه فکر کردم سالهاست همدیگه‌ رو میشناسیم.با این که میدونم دیگه نمی بینمش اما برام جالب بود که یه همچین آدمیم تو این کره خاکی زندگی میکنه.
القصه با وجود همچین چیزایی دیگه لازم نیست علایق یه نفر دیگه رو کنترل کنیم خودش کنترل شده هست.
پ.ن.1: مود الانمم این آهنگه از دقیقه یک به بعد.


دریافت

reza sf ۰ ۴

آبگرمکن

دیشب آب گرمکن خانه ما ترکید شدت آسیب به حدی بود که کارگران تعمیرکار و پدرم یک روز تمام روی آن کار کردند و درست نشد.

اگر شیر آب را باز می کنید و آب گرم از آن سرازیر میشود قدرش را بدانید توصیه یک قندیل بسته.

reza sf ۱ ۷

از چه گونه‌ی شخصیتی رنج میبرم

با تشکر از همه دوستانی که معرفی کردند این تست رو. انصافا جالب بود و نتیجش هم بسیار دقیق بود.

دیگه از عکس بالا پیداست چه شخصیتی دارم و یک راست بریم سراغ این که ببینیم من چه جور آدمیم و باید باهام چطور برخورد کنید البته اگر میخواین شما هم تیپ شخصیتتون رو پیدا کنید کافیه برید در گوگل سرچ کنید آزمون تست شخصیت.

میخوام یه واقعیتی رو بهتون بگم گونه ما خیی کمه شاید در حدود 2 درصد مردم دنیا شاید حتی کمتر اصلی ترین دلیل انقراض گونه ما اینه که ما دقیق فکر نمی کنیم و از اون بدتر دقیق عملم نمی کنیم اما در کنار هوش که خیلی از گونه ها دارن گونه ما تجربه هارو تا ته تهش میره مثل ادیسون و داستان اختراع لامپش. ادیسون بهترین گونه ما نبود هر چند با این که درصدمون کمه چهره سرشناس زیاد داریم اما بازم ترجیح میدیم تو حاشیه باشیم و اگرم کار پر سرو صدایی شروع میکنیم عین خیالمون نیست بقیه چی فکر میکنن و پشت سرمون چی میگن چون نظر دیگران برامون مهم نیست.از این نظر با گونه نظریه پرداز به شدت درحال رقابت هستیم هرچند اونا تعدادشون خیلی خیلی بیشتر از ماست اما ما یه شعار داریم که میگه کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثیرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ

reza sf برای دیدن ادامه مطلب اینجارو بمال ۱ ۳

از اون ارتفاع بیوفتی نمی‌میری

قبول کردن همه حرف ها با چشم بسته از نظریات علمی بگیرید تا فلسفی و دینی و... کار بسیار اشتباهیه. آدم باید خودش تجربه کنه اما چه تجربه ای؟

بر فرض یکی بخواد هروئین رو تجربه کنه و حرف تمام آدمای گذشته و حال رو نادیده بگیره و اونو تجربه کنه. آیا این کار درسته؟ آیا به ضرر اون فرد تموم نمیشه. یا از اون بدتر شاید بر اثر اوردوز همون هروئین جان به جان آفرین تسلیم کنه اونوقت چی. از این حرفا دو نتیجه متناقض میشه گرفت یک این که نه باید رفت و همه چیزو تجربه کرد و دو این که نباید بدون تجربه کردن چیزی رو چشم بسته قبول کرد.

در این زمینه راه حل زیاد دادن اما به درد بخور چیزی گفته نشده مثلا میگن باید عواقب کار خودتو در نظر بگیری حالا اصلا کی از عاقبت حال خودش و اتفاقاتی که میخواد بیوفته باخبره مگه؟

یا یکی دیگه از راه حل ها تحقیقه.البته شنیدن کی بود مانند دید و دیدن کی بود مانند تجربه کردن پس این ور قضیه هم منتفیه و تا تجربه کامل اتفاق نیوفته قضیه حل نمیشه.

القصه من چی میگم، میگم برید از حس کنجکاویتون بپرسید کدوم راه درسته. اون میدونه چیا رو باید تجربه کنی چیا باعث سقوط و مرگت میشه.

reza sf ۱ ۳

فیلم مرهم

چند وقت پیش اگه اشتباه نکنم 4سال پیش بهمن دم دمای جشنواره فجر شبکه چهار یه برنامه‌ای داشت منتقدای سطح متوسط میومدن درباره فیلمای مختلف نظر میدادن اونجا رضا داوودنژاد رو شناختم آدم کار بلد و سینما شناسیه واسه این حرفمم دلیل دارم.

آدما وقتی میخوان درباره یه هنر صحبت کنن ظرف مدت کوتاهی میبینن که هرچی که تو بعد هنری کار هست گفتن و افتادن تو فاز تکنیک اون اثر برای همین میشه فهمید منتقد بودن کار هنری چقدر سخته. داوود نژاد تو اون برنامه دوتا منتقد روبروشو حسابی به چالش کشید و تو مدتی که بهش وقت داده بودن فیلمای جشنواره رو فقط از منظر هنری بررسی کرد.

بعد از اونم داوود نژادو زیاد دیدم تو خندوانه تو نقد سینما کلاسیک اگه اشتباه نکنم جیب بر خیابان جنوبی شبکه نمایش که اتفاقا عالی هم اون فیلمو نقد کرد و سر آخر با فیلمای باباش.

اما برسیم به فیلم مرهم با بازی خانوم طباطبایی که فیلم خوبیم بود از نظر داستانی سعید قطبی زاده و مسعود فراستی تو سال اکران فیلم دیگه علیرضا داوودنژاد فراری بعد از حمله شدید به فیلم سخیفش فراری گذری به فیلمای قدیمی از جمله همین مرهم زدن و حسابی ازش تعریف کردن منم نشستم یه بند فیلمو از اول تا آخر دیدم به نظرم دوربین خوبی نداشت به آدم احساس خوبی نمیداد و حرکت دوربین اصلا در حد و اندازه یه فیلم سینمایی که بخاطرش آدم بره بیلیط بخره بره رو صندلی سینما چند ساعت بشینه نیست. اما داستان خوبی داره بخصوص شخصیت پیرزنه که به شدت خوب پرداخت شده.از معدود آثار دختر فراریه که مخاطب به جای حس تنهایی و غربت اون دختره رو حس ببینیم آخرش چی میشه فرو میره.

قهرمان تو این فیلم از حد و اندازه یه آدم معولی که حتی حاضره برای نوش جنس هم بخره تا اون زجر نکشه فراتر نمیره اما قهرمان یه خاصیت داره که تو فیلمای بتمنی نمیتونید پیدا کنید و اون سماجتشه، سماجتی که برای ما تعلیق میاره و مارو تشویق به دیدن ادامه داستان میکنه تا ببینیم سرآخر چی میشه.

داوود نژآد با این فیلم نشون داد حرف برای گفتن داره و از اون مهم تر بلده حرفشو تو قالب سینما بزنه. امید وارم کیفیت فنی فیلماش خیلی خیلی بیشتر از این شه تا هنرش پیداتر شه.

نمره من به فیلم 0.83 از 4 نمره

reza sf ۰ ۲

آسون نیست

تا حالت بد میشه مردم میگن خدا بد نده چی شده. یکی میگفت خدا هیچ وقت بد نمیده برای آدم این جمله به کل اشتباست اما من میگم بعضی وقتا خدا از عمد بد میده بد میده تا بنده هاشو بهتر بشناسه.
چند وقت پیش پدرم آخر شبی مریض شد دو نفری رفتیم یه مطب شبانه روزی.
القصه من دکتر دوتا آمپول داد و من رفتم داروخونه پایین مطب تا بگیرمشون داروخونه به شکل وحشتناکی شلوغ بود یاد یه سکانس از فیلم بد ساعت 5 عصر افتادم.

بعد از 7 یا 8 دقیقه نسخه رو دادم و منتظر موندم بلافاصله یکی اومد گفت زنم خونریزی داره این نسخه رو اورژانسی بدین من برم دیدم مسئول نسخه ها که از قضا پسر جوانی هم بود داد زد نسخه اورژانسی، هشت نفر از پرسنل داروخونه یک صدا و یک دل برای جمع کردن دارو های اون فرد داخل بسکت بسیج شدن.
ادامه میدم یه خانوم اومد گفت آقا فلان دارو رو داری مسئول همزمان که در حال جمع کردن داروی اون آقاهه که زنش خونریزی داشت بود جواب داد این نه ولی الان که این دارو پیدا نمیشه نسختون اگه... اگه رو که گفت یه دست از شیشه رد شد یه نفر دیگه گفت آقا من اینو صندوق حساب کردم بیا این دارو های منو بده ... بده رو که گفت یکی دیگه گفت جنتا... جنتارو که گفت از اون پشت صدا زد آقا این ال دی ما چی شد ... اینو که شنیدم نتونستم جلوی خندمو بگیر هرچند تو اون جمع هیچ کس توجه نمیکرد من دارم میخندم ولی زشت بود نه به خاطر این که ال دی چیه یا اونی که گفت این ال دی ما چی شد چه صدای کلفتی داشت فقط به خاطر این که این همه صدا با هم چقدر دیوانه کنندست.
خلاصه کلی طول کشید که بگیرم داروهارو ولی یه چیزی فهمیدم اونقدر که خیال میکردم کار تو داروخونه آسونه ،آسون نیست. پدر هم حالش الان بهتره.
reza sf ۳ ۵

قدیمی

امروز یه تاکسی سر راهی سوار شدم همه چیزش قدیمی بود رانندش پیرو قدیمی روکش صندلی قدیمی روکش فرمون قدیمی ساعتش ۷:۳۰ بود اونم وسط بعدظهر جاسوئیچی رانندهم حتی قدیمی بود.

تو جاده با سرعت کم تو دولاین چپ و راست هر چی ماشین بود داشت از ما سبقت میگرفت انگار داشتم تو زمان سفر میکردم اونم سفر به عقب نه سفر به جلو.

چشم باز کردم دیدم رسیدیم حیف شد داشت حال میداد لحظه پیاده شدنم از ماشین مثل لحظه جون دادن آدما چند ثانیه قبل مرگشون بود.

وقتی در ماشینو بستم همه چیز به حالت قبل برگشت با سرعت با شتاب بی هدف، مصنوعی

reza sf ۲ ۶

دغدغه های امروز

اگه اشتباه نکنم امروز روز بزرگ داشت نهضت جنگل و میرزا کوچک خان جنگلی بود چرا میگم اگه اشتباه نکم از این جهت که رادیو گیلان امروز صب که به بیمارستان میرفتم داشت در این باره حرف میزد و امروز بعداز ظهر که به سمت دندون پزشکی میرفتم بازم داشت در این باره حرف میزد و این تکرار نمیتونه بی دلیل باشه.

داشتن تو رادیو میگفتن کنسول گری روسیه تزاری به میرزا پیشنهاد داده بود روسیه رو به عنوان قیم ایران قبول کنه تا اونا هم در عوض بهش منطقه گیلان و استان های اطراف رو به عنوان حاکمیت جایزه بدن. اما میرزا این موضوع رو قبول نکرد و گفت من برای آزادی مردم از دست شما دارم انقلاب میکنم حالا بیام زیر پرچم روسیه !

دغدغه میرزا در اون وقت آزادی مردم بود و واسه این هدفش هم سر آخر شهید شد.

حالا یکم برید تو زندگی مردم ببینید دغدغه مردم همین حالا چی شده. این که باید یه لباس جدید بخرم شوهرم دیر اومده خونه نمیتونیم بریم بخریم. این که مرد خونه واسه خوب نشدن غذا سر زنش داد میزنه این که چرا فلانی عکس منو تو اینستا لایک نزد این که اون منو بلاک کرده این که چرا فلانی سر اون قضیه بامن کل‌کل میکنه.

به نظرم برای نابود کردن یه جامعه همین که دغدغه های مردم پایین بیاد کافیه. و این اتفاق داره به نحو احسن میوفته.

reza sf ۲ ۶
از پایتخت رطوبت جهان اسلام رشت براتون مینویسم

قوانین اینجا بدین شکله که ساعت 00:00 یا همون 12 شب خودمون حدود 5 دقیقه براتون منبر میرم و اتفاقات مهم روز یا فیلم/آهنگ/کتاب/عکس خوبی که گذروندم رویو

نکته کنکوری :غالبا مهم ترین اتفاق روز و درگیر کننده ترین فکرها اینجا پست یا پستها میشه حالا میخواد هرچی باشه

دوستان بلاگفایی برای گذاشتن لینک : goo.gl/nnJxdC
طراح قالب :خودم و عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان