جاناتان مرغ تنهایی

|      در اواخر کتاب جاناتان مرغ دریایی مونولوگ جالبی بین او و خواننده کتاب شکل می گیرد. می گوید بعضی ها به من می گویند قدیس و بعضی ها می گویند شیطان هرچند سال ها تلاش جاناتان این نبود که انها این دو لقب را برایش انتخاب کنند ولی از پیش فهمیده بود برای آنها نمی جنگد تا نظر دیگران برایش مهم باشد. برای خودش زندگی میکرد و خودش را راضی نگه میداشت لذت می برد رنج می کشد ناراحت و شاد می شد تنها و تفاوتش هم همین بود وگر نه دو نقطه شروع یا تولد و پایان یا مرگ همه یکی بیشتر نیست و خط بین دو نقطه هر چه باشد فرقی نمیکند.

۱ ۳

پنجاه و نه تابوت جدید

|      نمیدونم در خبرها شنیدید یا نه در مصر به تازگی حدود شصت تابوت جدید با سطح سلامت بسیار بالا کشف کردن. این خبر به تنهایی منو از فینال رفتن پرسپولیس با اون وضع کارشکنی عربستانیا، دلار سی هزارتومنی، تقلب پتروسیان تو فینال و هزار جور اتفاق پشت سر هم بیشتر شوکه کرد. الان بیشتر از 200 ساله که باستانشناسا اونجا دارن کار میکنن و وجب به وجب اونجارو گشتن ولی بازم از این گورستان های اشرافی پیدا میشه. وزیر فرهنگ مصر که خودش دکترای باستان شناسی داره گفته احتمال میده بیشتر از این هم این اطراف باشه و باز هم میگردیم. مدل کشفش هم جالب بود میگفتن تو حفاری سطحی به یه چینش سنگی رسیدیم که احتمال با دست درست شدنش زیاد بود. ادامه دادیم و تونستیم یه حفره سی سانتی تونل مانند رو پیدا کنیم یکی رو فرستادیم تو و خبر از یه دالان بزرگ 30 فوت (حدود 10 متر) پایین تر داد. و بعدش تیم تجسس رو فرستادیم و تابوت ها پیدا شدن. تابوت ها تزئینات فوق العاده ای دارن با جزئیات زیاد توصیه میکنم فیلم و عکس هاشون رو ببینید که چطور بعد 2500 سال هنوز سالم موندن. لعنتی 2500 سال یعنی قبل از عیسی مسیح و همه جنگ های قدیم تاریخ که تو کتاب ها خوندیم. یعنی با فرض میانگین 50 سال عمر هر نسل در حدود 50 نسل من. پدر، پدر،پدر، پدر،پدر، پدر،پدر، پدر،پدر، پدر،پدر، پدر،پدر، پدر،پدر، پدر،پدر، پدر،پدر، پدر،پدر، پدر،پدر، پدر،پدر، پدر،پدر، پدر،پدر، پدر،پدر، پدر،پدر، پدر،پدر، پدر،پدر، پدر،پدر، پدر،پدر، پدر،پدر، پدر،پدر، پدر،پدر، پدر،پدر، پدر،پدر، پدر من احتمالا اون زمان زنده بود.

۰ ۲

لبتاب گیم برای بازی نیست

|      روز عجیبی بود فشار زیادی از لبتابم کشیدم و ارور جدید داد بعدشم کلا خاموش شد و مجبور شدم بازش کنم و خدا میدونه اگه تعمیرات بلد نبودم چقدر تا الان باید پول تعمیرشو میدادم. قیمتشو سرچ کردم با همین مشخصات قیمتش از کلیم هم بیشتره. مجبور شدم ویندوز جدید نصب کنم و خداحافظ همه فایل های نازنین درایو سی که با فرمت رفتین. امانگ آس بازی کردم تو شبیه ساز اندروید و الان دارم از تو ویندوز جدید این متن رو مینویسم. مشکلات اینترنت دارم حدود دو روز دیگه اینترنت قراره شارژ بشه و من با آپ دیتای سنگین 10 گیگ رو رسوندم به 300 مگ خدا به دادم برسه.

۲ ۱

کتابی از بازان

|      بعد از دو هفته و دو روز کتاب «سینما چیست؟» بازان رو خوندم. واقعاً سنگین بود و انقدر حجم مطالبش زیاد و عمیق بود که کمرم شکست تا تمومش کنم. از طرفی مدها بود که دنبالش بودم و کتاب‌فروشی نزدیک محلمون هم نداشتش. به‌سختی از نت نسخه مجانی‌اش روگرفتم و به‌صورت یکنواخت روزانه خوندمش.


|      اینو بگم که اگر علاقه‌ای به سینما کلاسیک ندارید و آثار معروف و نیمه معروف اون دوران رو ندیدید حتی سمت این کتاب سنگین هم نیاید چون پر از ارجاعات به انواع و اقسام سبک های کلاسیکه. خودم اولش فکر می‌کردم با یه کتاب برای عموم مردم مواجه هستم اما رفته‌رفته فهمیدم هدف بازان مثل این میمونه که به یه استاد برتر فیزیک اتمی بفهمونه فیزیک یعنی چی نه به دانش آموز کلاس اول. کتاب از دو جلد تشکیل شده که هر دوش مقدمه طولانی از زندگی و کارهای بازان دارن. در ادامه مقدمه هر دو جلد مقالات متعدد از بازان و نقدهای موشکافانش از چاپلین بگیرید تا فورد جاگرفته اما بیشترین مانور کتاب روی دسیکاست و دزد دچرخه این کارگردان. از این اثر مثل کیسه بوکس برای قوی کردن تئوری خودش استفاده میکنه. تئوری خودش هم بیشتر روی بازیگری و میزانسنی که از نقش نه خود داستان بر میاد مانور میده. بحث های زیادی هم در باره ماهیت رمان گونه و تئاتر گونه سینما میکنه. چیزی که بعد از خوندن کتاب تا حد زیادی براتون مشخص میشه ایجاد تفاوت بین شبه اثر هنری با اثر اصیل هنریه. هر چند سخت ولی بسیار ارزشمنده.

۰ ۳

فکرهای سالیانه

|     هر سال همین موقع و زمانی که به تولدم نزدیک میشم به این فکر میکنم که تا الان چه کارهای مهمی توی زندگیم انجام دادم و کارکرد مغزم به ترتیب این شکلیه: اوایل هیچ بعدش کمک هایی که به دیگران کردم بعدش دوباره هیچ بعدش مفید بودن توی خونه بعدش رفاقت برای رفقا بعدش هیچ بعدش هیچ و... هیچ.

|       مثل این که بعد از من هیچ چیزی قرار نیست یادگار ازم بمونه و اگر هم بمونه فایدش چیه دیر یا زود خودش یا دنیا از بین میره. روز به روز هم از اهداف زندگی دور تر و دورتر میشم. هر سال همین موقع خسته میشم از جنگیدن از آدمایی که خسته نمیشن و میتونن تحمل کنن. شاید مهم ترین چیزی که آرومم میکنه اینه که به دنیای بعد مرگ اعتقاد دارم. حداقل کارایی که کردم و رنج هایی که کشیدم پوچ نبود.

۰ ۳

خشن

|     دیروز در یکی از بخش ها بودیم که دعوا شد چه دعوای خشنی. خارج از این که یک طرف دعوا خانمی با بچه شیرخوار بود و استرس وارده به آن بچه تا چه حد خطرناک و مضر است. از این تعجب میکنم که آدم ها چرا پیش فرض هم دیگر را نوکر خود می بینند و ذره ای برای غرور هم که قرار است خورد شود احترام قائل نمی شوند. انقدر سخت است؟ خلاصه دعوا این بود که سو تفاهمی هر چند ریز از طریق بیان و لحن تند به گیس و گیس کشی تمام شد. دادگاهایمان پر است از هزار هزار پرونده مسخره که از همین شکستن غرور به علاوه لحن بد شکل گرفته.

۰ ۲

دوباره همین زمان

|      چندین سال پیش مشاور کنکوری حرف قشنگی زد اگر ده سال دیگر پشت این خراب شده بمانید باز همین است دقیقا هر سال همین قدر خواندید و در همین جایی هستید که الان وایستادید. جتی یک صفحه کتاب هم از این نقطه ای که در این زمان  هستید جلوتر نرفته و نمی روید. مغز شما فقط شما را گول میزند که یکسال دیگر بمان تا رتبه بهتر کسب کنی اما فریب است. تنها کاری که می توانی بکنی بجای دوباره بازی کردن بازی را بهم زدن است. امروز یاد این جمله افتادم و این که چقدر روزها تکراری خورده میشوند بدون نتیجه و دوباره خودم را گول میزنم که فردا قرار است سریعتر رکاب بزنم قافل از این که فریبست رکاب زندگی من همین قدر توان پایم را دارد. از این پس به جای سریعتر رکاب زدن قصد دارم رکابم را عوض کنم. چگونه؟ خودم هم نمی دانم.

۱ ۳

مرگ و دوشیزه

|      پولانسکی بینی راه انداختم و چیزهای جالبی از گنجینه دفن شده این کارگردان دیدم. مرگ و دوشیزه فیلمی عجیب با ایده ای بکر و جاهایی ترسناک از کارگردانی که وحشت رو هزاران بار در زندگی فلک زده یک قدمی مرگ دیده، به خورد دختر بچه 14 ساله داده و در کاخ های میلیون دلاریش فراموش کرده. فیلم اصلا شبیه بیانیه خود کارگردان نیست به فاصله ده سال از اون اتفاق ناگوار اما سکانس آخر تبدیل به بیانیه میشه هر چند طلب بخشش میکنه اما از زندگی نابود شده زن حرفی نمیزنه. دقیقا مثل کاری که کارگردان در زندگی واقعی یک نفر انجام داده و از قانون هم فرار کرده. نماهای بسته فرا تر از یک کارگردان معمولی با جزئیاتی کمتر از شاهکاره و در نماهای مدیوم و باز رنگ ها و المان های عشق و قضاوت میزانسن به خوبی رعایت شده. حرکات دوربین عادیه بجز چند سکانس از جمله بستن به صندلی که خوب خلاقیت داشته. داستان کشش خوبی داره و علاوه بر سرگرم کننده بودن خیلی هم تنش زاست. بارها در این موقعیت قضاوت و راست و دروغ گیر میکنیم. به ورطه ی شخصیت به جای قانون افتاده زمانی که اسلحه میوفته می بینیم مردی که نماینده قانونه بر نمیداره چون قانون بی طرفه واقعا مسخرست چه تو فیلم و چه تو رویا. تماس تلفنی رئیس جمهورم به اندازه کافی بیرون زده از داستان هست هر چند فشاری که از بیرون روی شخصیت ها وارد شده به خوبی از سمت بازیگرها کنترل و پیاده شده. توصیه به دیدنش میکنم اکیدا چرا که مسئله های مهمی رو تو ذهنتون باز میکنه. در مورد باقی فیلم های این کارگردان هم عمری بود می نویسم.

 نمره من به فیلم 1.25 از 4 نمره 

۰ ۰

RUN

|      سکانس کوتاهی تو شاتر ایلند بود که دیکاپریو میره با یه زنه تو تیمارستان حرف بزنه و در میانه های گفتگو زنه تو دفترچش مینویسه RUN من این سکانس رو هیچ وقت یادم نمیره حتی اگه اسم تمام شخصیت ها و جزئیات داستان یادم بره این سکانسه خیلی تو مغزم نشسته. انگار نماینده یه آدم آگاهه از پشت زندگیت که میدونه قراره چه اتفاق بدی تو زندگیت بیوفته و از طرفی میخواد جایگاه خودش رو هم حفظ کنه تا دیگران نفهمن داره به شما کمک میکنه. تو زندگی منم این اتفاق افتاده نه البته توصیه به دویدن و فرار. یک بار توصیه به خاموش بودن که ای کاش گوش میدادم و یک بار توصیه به دل کندن که خدارو صدهزار مرتبه شکر با مغزم گوش کردم هر چند قلبم تسمه تایم پاره کرد.

۲ ۳

شکستن تکرار

|      نمیخوام سهرابی بشه ولی زندگی شکست تکرار هاست. شاید لحظه ای که با دوستت تصمیم میگیری به کلاس نری و بپیچونی. پنج دقیقه خواب بیشتر. تنهایی نشستنن روی صندلی پارک و فکر کردن به هیچ. نفس کشیدن عمیق. نبستن بند کفشی که باز شده. مرتب نکردن مو. تماشای چیزی که قبلا ندیدی و گاهی دست کشیدن از همه کارهای درستی که قبل می کردی. زندگی گوش کردن به آهنگیست که بعد از 12 ساعت کار سنگین چیزی از اون نمی فهمی.

|     شنبه بیست و پنج مرداد: تب داشتم. مسائل شخصی کمی آرامشم را گرفت. امتحان سختی دارم. یک وعده غذای مانده خوردم. این نیز بگذرد.

۰ ۲